نویسنده : دختر رادیو هفتی
تاریخ : جمعه ۱۳۹۳/۱۲/۲۹

آغاز سال

http://sheklakveblag.blogfa.com/ پريسا دنياي شكلك هاhttp://sheklakveblag.blogfa.com/ پريسا دنياي شكلك ها

 

خبر از آمدن چلچله هاست
                                      بوی نوروز ز طرب ها پیداست

فصل سرما ز زمین رخت بربست
                                   وقت جلوه گری گندم هاست

باغ و بستان نفسی تازه کنند
                                 نوبت روییدن نرگس هاست

سال نو هستی ز نو جان گیرد
                                وقت آواز خوش بلبل هاست

رفت اسفند وبه فروردین داد
                               دفتر هستی که از سوی خداست

http://sheklakveblag.blogfa.com/ پريسا دنياي شكلك ها

ســــــــــــــــلام و درود بی کران بر شما دوستان عزیز

عیـــــــــــــــــــــــــــــــــدتــــــــــــــــــون مبــــــــــــــــــــــــــــــارکـــــــــــــــــــــــــــ

ایشالا سال سالی پر از برکت، سلامتی، سعادت ، سرور و موفقیت براتون باشهو اینکه یادمون باشه هنوز در ایام فاطمیه هستیم...پس زیر سایه حضرت زهرا(س) سربلند و پیروز باشیم ان شاالله*

 

 این دسته گل تقدیم به همه و عیدی من برای شما

خب برای اینکه از موضوع وبلاگ زیاد دور نشیم پس بریم سر وقت رادیو 7 عزیزمون

رادیو هفتی ها به مناسبت فرارسیدن نوروز تبریکاتی رو برای خانواده بزرگ رادیو7 ترتیب دیدن که متن پیام تبریکشون رو در ادامه مطلب خواهید دید.

و حالا توجهتون رو جلب میکنم به عکس دسته جمعیه عوامل در آخرین روز ضبط رادیو7 در سال 1393

عکس آخر هم مربوط میشه به آخرین برنامه رادیو7 در سال 93 یعنی پنجشنبه 28 اسفند

 

تبریک عید منصور ضابطیان، محمد صوفی ، نیما رئیسی، امیرعلی نبویان، شرمین نادری، شاهین شرافتی، محمد بحرانی، کمند امیرسلیمانی، آناهیتا همتی، میثم مکارمی نیا، علیرضا آرا، سارا اسکویی، مرضیه ولی پور و بهاره کیان افشار رو در ادامه مطلب مشاهده نمایید

در پناه مولا باشید

یاعلی(ع)

شکلک های محدثه

نویسنده : دختر رادیو هفتی
تاریخ : پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۲۱

سلام

خوبید؟

چه خبرا؟

این روزا تو وضعیتی هستیم که تو اکثر خونه ها صحبت از خونه تکونیه بدین جهت رادیو7 این مساله مهم رو برای موضوع این هفته در نظر گرفته، پس « خانه تکانی » موضوع برنامه پنجشنبه 21 اسفند هست.

 عید آمد و ما خانه ی خود را نتکاندیم             گردی نستردیم و غباری نستاندیم

اکثر نشریات هم وبژه نامه نوروزی خودشون رو منتشر کردن که در چند مجله با رادیو هفتی ها گفتگویی شده که در زیر نام و عکس جلد مجله آورده شده.

گپ و گفت و کافه گردی با رادیو هفتی ها در ماهنامه « زندگی ایرانی » شماره ویژه نوروز

 

و گفتگوی امیرعلی با یاس و سیامک عباسی در چلچراغ این هفته

از رسانه های مکتوب بگذریم و بریم سروقت رسانه های دیجیتال

جام جم آنلاین نیز اخیرا مصاحبه ای با منصور ضابطیان داشته که مشروح این مصاحبه رو در زیر گذاشتم

 

منصور ضابطیان: با تلویزیون حال بهتری دارم

منصور ضابطیان سینما خوانده اما عمده فعالیتش را در تلویزیون متمرکز کرده است. در عین حال، دستی هم بر قلم دارد و کتاب می‌نویسد. هرچند خودش اعتقاد دارد مردم کتاب‌هایش را برای محتوایش می‌خرند و می‌خوانند نه اسم و رسم او.

مسافرت هم زیاد می‌رود. ضابطیان برنامه‌ساز باهوشی است؛ شبیه عادل فردوسی‌پور. هر دو رگ خواب تماشاگر را بخوبی پیدا کرده‌اند. حالا یکی در ورزش و دیگری در یک برنامه شبانه فرهنگ‌محور. او و «رادیو هفت»‌اش هر شب تماشاگران ثابت، وفادار و پیگیری را پای گیرنده‌های خانگی می‌نشانند. ضابطیان چه آن زمان که در مطبوعات مشغول به کار بود و چه حالا در برنامه رادیو هفت، با بسیاری از بزرگان عرصه ادب و هنر این مرز و بوم به گفت‌وگو نشسته و مصاحبه که نه، گپ و گفت‌های صمیمانه و راحتی را با آنها داشته است. شاید همین سابقه و تجربه باشد که این اعتماد به نفس را به او می‌دهد که ضمن گفت‌‌وگو توصیه‌های فنی ـ تخصصی‌اش را هم به مصاحبه‌گر ارائه کند.

گپ و گفت با ضابطیان هرچند ابتدا با شرط و شروط او همراه بود از نگرانی نداشتن حرف تازه برای گفتن، اما صمیمانه شد و خودمانی. او این‌بار دیگر پرسشگر نبود بلکه پرسش‌شونده بود؛ شاید به مصداق همان مثل معروف که می‌گوید کوزه‌گر در کوزه افتاد.

آقای ضابطیان از آنجا که شما دوسال پیاپی برنده جایزه بهترین گفت‌وگوی سال شده‌اید ترجیح می‌دهید این مصاحبه را از کجا و با چه پرسشی آغاز کنیم؟

این مهارت و هنر گفت‌‌وگوکننده است که مصاحبه را با چه پرسشی آغاز کند. به هر حال بین آدم‌ها تفاوت وجود دارد. من ممکن است گفت‌وگوکننده خوبی باشم، اما لزوما به این معنی نیست که گفت‌وگوشونده مناسبی هم هستم.

باب طبع خودتان چگونه پرسشی است؟

راستش اگر بخواهم یک مقدار علمی برخورد کنم باید بگویم این یک سوال غیرحرفه‌ای است. شاید در ذهن کسی که با او مصاحبه می‌شود این گمان خطور کند که مصاحبه‌گر طرح و توطئه خاصی برای گفت‌وگو ندارد و فقط می‌خواهد یک وظیفه را انجام دهد.

اتفاقا من برای این گفت‌وگو بیش از 25 پرسش طرح کردم و آماده دارم.

در این که شکی ندارم و مطمئن هستم، اما به لحاظ آکادمیک شروع یک گفت‌وگو با چنین پرسشی آغاز خوبی نیست.

پس اگر مایل هستید از رادیو هفت شروع کنیم؟

شما تصمیم گیرنده هستید، اما قرار بود مصاحبه درباره رادیو هفت نباشد.

یکی دو سوال نوروزی درباره برنامه که ایرادی ندارد.

گفت‌وگو درباره رادیو هفت را بگذاریم برای میانه‌های مصاحبه. راستش من تمام مصاحبه‌ها با محوریت این برنامه را به تنهایی انجام نمی‌دهم و از آنجا که یک تیم هستیم ترجیح می‌دهم همه باشند.

دوست داشتم گفت‌وگو را رسمی شروع کنیم و بعد به سوالات کمتر جدی برسیم.

من نگفتم مصاحبه را چگونه آغاز کنید، فقط خواهش کردم پرسش‌های مربوط به رادیو هفت را از اواسط آن بپرسید.

بسیار خب، از تلویزیون شروع می‌کنیم. چقدر تلویزیون می‌بینید؟

دو حالت دارد؛ گاهی تلویزیون را به این نیت می‌بینید که از آن لذت ببرید و زمانی هم تلویزیون ابزار کارتان است و از این‌رو تماشایش می‌کنید. سال‌هاست تلویزیون را برای لذت بردن تماشا نمی‌کنم. گاهی به اجبار برنامه‌هایی را که دوستانم ساخته‌اند، دیده‌ام. البته این به آن معنی نیست که برنامه‌های خوبی بوده‌اند. تلویزیون زیاد تماشا می‌کنم، ولی این‌که آن را به‌عنوان یک ابزار سرگرمی در نظر داشته باشم، نه. ترجیح می‌دهم روش‌های دیگری را برای سرگرم شدن انتخاب کنم.

اصولا برنامه‌ای هست که مورد علاقه‌تان باشد و پیگیر تماشایش باشید؟

برنامه‌ای که ساعت هفتگی‌ام را روی آن تنظیم کنم تا از دستش ندهم نه. البته باز به این معنا نیست که برنامه‌های خوبی نداریم، بلکه دلیل اصلی‌اش گرفتاری‌های من است.

سریال چطور؟

خیلی کم، در حد اندک.

در جایی خواندم که گفته بودید نویسندگی را بیشتر از هر کاری دوست دارید؟ نوشتن چقدر برایتان جدی است؟

نویسنده بدون ‌واسطه با مخاطب در ارتباط است. آنچه می‌نویسد فقط با ذهن و قلمش است. در این میان هیچ عامل دیگری نمی‌تواند مداخله داشته باشد، اما در رسانه‌های دیگر مثلا کافی است بخواهی حرفی بزنی، اما نورپرداز نتواند نور خوبی در صحنه به شما بدهد و تصویرتان را کدر کند. این نقص می‌تواند بر ارتباطی که قرار است با مخاطب داشته باشید و اصولا بر همه چیز، تاثیر منفی بگذارد. وقتی نویسنده هستی مخاطب تو را انتخاب می‌کند، چراکه پول می‌دهد تا محصولت را اعم از کتاب یا روزنامه و مجله بخرد. یعنی یک ارتباط پایه‌ای میان نویسنده و خواننده برقرار است. ولی مثلا در تلویزیون یا رادیو معمولا اتفاقی برخورد می‌کند و شما مساله اصلی‌اش نیستید. به این دلیل است که نویسندگی را از هر کاری بیشتر دوست دارم.

کتاب جدیدی را در دست نگارش دارید؟

جلد سوم کتاب‌های «مارک و پلو» و «مارک دو پلو» با عنوان «یرگ اضافی» در دست طراح است و امیدوارم به نمایشگاه کتاب سال آینده برسد. این کتاب مجموعه یادداشت‌هایی است از سفرهایم به کشورهای مختلف. در حال آماده‌سازی یک کتاب دیگر هم هستم مربوط به پروژه‌ای که خودم مدیریتش را به عهده دارم و در مورد استان‌های بندری ایران است که در مجاورت دریا قرار دارند. قرار است یک جلد از این مجموعه را که درباره استان هرمزگان است، خودم بنویسم.

نام بعضی کتاب‌هایتان از اسم حیوانات می‌آید. گویا به حیوانات علاقه زیادی دارید.

نه، خیلی نه. در زمان اشتغالم در مطبوعات دو پرسش مشترک را از هنرمندان می‌پرسیدم با این مضمون که «اگر زرافه بودید چه می‌کردید؟» و «اگر سوسمار بودید چه کسی را می‌خوردید؟». درواقع می‌خواستم حس تخیل آنها را بیازمایم. این مجموعه سوالات را بعدها در دو کتاب جداگانه چاپ کردم. اسمشان هم نمی‌تواند دلیلی بر علاقه وافرم به حیوانات باشد.

به اعتقاد خودتان خوانندگان کتاب‌هایتان بیشتر به خاطر محتوا آنها را می‌خرند یا اسم شما؟

فکر می‌کنم بیشتر به خاطر محتوایش اگرچه انکار نمی‌کنم گاهی اسم جلوتر از کتاب حرکت می‌کند و عده‌ای را به سمت خود می‌کشد، اما این وضع خیلی نمی‌تواند دوام داشته باشد. مثل کسی است که به‌طور مثال با رابطه مجری تلویزیون شده باشد. این شخص شاید مجری باشد، اما ماندگار نیست. کتاب هم همین‌طور است. ممکن است یک خواننده کتابی را به خاطر اسم نویسنده‌اش بخرد، اما پس از مدتی از آن خسته می‌شود و کنارش‌ می‌گذارد. به شخصه از بازخوردهایی که از خوانندگان کتاب‌هایم گرفته‌ام چنین احساسی ندارم. می‌گویند فلان کتابت را به سختی زمین می‌گذاریم. کمتر کسی را دیده‌ام که کتابی از مرا دست گرفته و به پایان نبرده باشد. اینها ربطی به اسم من ندارد، بیشتر به محتوای کتاب و موقعیت‌هایی که در آن آفریده شده ارتباط دارد.

خودتان چقدر اهل مطالعه هستید؟

مادرم از کودکی این عادت را در من به وجود آورد که حتما در روز کتاب بخوانم. کم و کیفش البته متفاوت است. همیشه در کیفم یا بالای تختخوابم کتابی دارم که مطالعه کنم. حالا گاهی ممکن است از یک کتاب خوشم بیاید و زود تمامش کنم خواندنش به درازا بکشد.

حوزه مطالعاتی مورد علاقه‌تان؟

تاریخ معاصر را خیلی دوست دارم و معمولا کتاب‌هایی را که در این زمینه چاپ می‌شود، تهیه می‌کنم و می‌خوانم. به داستان کوتاه هم علاقه دارم. در دیگر حوزه‌ها هم اگر کتاب پر سر و صدایی چاپ شده باشد حتما می‌خوانم.

نویسندگان داخلی و خارجی محبوب‌تان در حوزه ادبیات؟

این از آن پرسش‌هایی است که هیچ‌وقت نتوانسته‌ام پاسخ مناسبی برای آن پیدا کنم. همه چیز نسبی است و مطلق وجود ندارد. گاهی یک نویسنده اثری خوب خلق می‌کند، اما بقیه کارهایش چنگی به دل نمی‌زند. از میان قصه‌نویسان فرنگی گراهام گرین و آلن دو باتن را می‌پسندم.

از داخلی‌ها کسی را اسم نمی‌برید؟

(با خنده) نگرانم باعث دلخوری بعضی دوستان شود. از میان نویسندگان فقید سیمین دانشور را خیلی دوست داشتم. ایرج پزشک‌زاد هم نویسنده مورد علاقه‌ام است. از جدیدترها هم حسین سناپور و فیروزه جزایری دوما را می‌پسندم.

از منظر یک نویسنده، موافق حضور بازیگران در عرصه نویسندگی هستید؟ نگران نمی‌شوید استعدادهای ادبی جوان در سایه این اسم‌ها قرار بگیرند و دیده نشوند؟

نه، به نظرم این دو خیلی به هم نامربوط هستند. عرصه نشر که محدودیتی ندارد. به طور مثال این‌گونه نیست که فقط قرار باشد چهار کتاب در طول سال چاپ شود و اگر چهار نویسنده بیایند دیگر برای دیگران سهمیه‌ای نمی‌ماند.

البته منظور من این نبود. با من موافقید که بعضی خوانندگان بیشتر به اسم نویسنده کتاب توجه دارند تا محتوای آن؟

در همه جای دنیا این اتفاق می‌افتد. وقتی کسی که در عرصه دیگری شناخته شده، در زمینه جدیدی ورود می‌کند طبیعتا سوالات و کنجکاوی‌هایی را برمی‌انگیزد. اگر یک نویسنده یا شاعر هم به سینما وارد شود و در فیلمی بازی کند برای مخاطب جذاب و سوال‌برانگیز خواهد شد. به نظرم هر کتاب و اثر خوبی بالاخره راهش را پیدا خواهد کرد. بنابراین اگر کسی واقعا کارش باکیفیت باشد در سایه هیچ اسمی قرار نمی‌گیرد. مساله مهم، ماندگاری اثر است و حفظ تاثیرگذاری‌اش در گذشت زمان. یک کتاب اگر هم خوب نباشد، اما باعث رونق بازار نشر شود و نقشی در ایجاد عادت مطالعه و بالا رفتن سرانه کتابخوانی ایفا کند حتما باید چاپ شود. اگر هم بازیگران بتوانند به این جریان کمک کنند نه‌تنها نباید با حضورشان مخالفت کرد، بلکه باید تحت حمایتشان هم قرار داد. با شمارگان بالای یک کتاب فقط نویسنده و ناشرش سود نمی‌برند، بلکه همه صنعت نشر از آن منتفع می‌شود. اگر عادت مطالعه در یک خواننده ایجاد شد بعدها خودش می‌رود کتاب خوب پیدا می‌کند.

شما با این که سینما خوانده‌اید، اما به طور جدی وارد این صنعت نشدید، چرا؟

اصلا چنین قصدی را هم ندارم. اتفاقا زیاد با این پرسش مواجه می‌شوم که چرا فیلم نمی‌سازی؟ اما من تلویزیون را دوست دارم و فکر می‌کنم با برنامه‌سازی در این رسانه حال بهتری دارم و می‌توانم تاثیر بهتر و بیشتری روی مردم بگذارم.

آخرین فیلمی که دیده‌اید؟

«بازی تقلید» که به زندگی آلن تورینگ، پدر کامپیوتر می‌پرداخت. فیلم ایرانی هم «محمد(ص)» مجید مجیدی.

آخرین بار که به سینما رفتید؟ البته غیر از ایام جشنواره فیلم فجر.

فکر می‌کنم بهار یا تابستان سال گذشته بود. ببینید ما در یک بازه زمانی ده روزه اغلب فیلم‌های با اهمیت سال را در جشنواره فجر می‌بینیم و طبیعتا در طول سال دیگر کمتر به سینما می‌رویم.

در جشنواره امسال چه تعداد فیلم دیدید؟

نشمردم. سوال سختی است (می‌خندد)‌

اصلا فیلم دیدید؟

بله.

فیلم مورد علاقه‌تان؟

«من دیگو مارادونا هستم» بهرام توکلی.

جشنواره امسال را چطور دیدید؟ انتقادات تندی به جشنواره می‌شد.

هر سال در پایان جشنواره چنین انتقاداتی مطرح می‌شود. به هر حال در هر جشنواره‌ای فیلم خوب هست، فیلم متوسط و بد هم وجود دارد. خیلی به حرف‌های احساسی پس از جشنواره نباید اعتنا کرد. هر جشنواره‌ای در هر کجای دنیا افت و خیز دارد و جشنواره فیلم فجر هم به‌عنوان مهم‌ترین اتفاق سینمایی کشور از این قاعده مسثتنا نیست.

خب اگر اجازه بدهید برویم سراغ رادیو هفت. این برنامه امسال برای نوروز چه تدارکاتی دیده است؟

هیچ! آخرین برنامه رادیو هفت 28 اسفند پخش می‌شود و دیگر برنامه نخواهیم داشت تا ساعت 11 دوشنبه 31 فروردین سال 94. البته شبکه آموزش بنا دارد گلچینی از برنامه‌های نوروزی سال‌های گذشته را بعد از ایام سوگواری حضرت فاطمه(س) تا 13 فروردین پخش کند.

عجیب است که رادیو هفت در نوروز برنامه‌ای نداشته باشد.

دلیلش کاملا مشخص است؛ برنامه‌های نوروزی گران هستند و شرایط مالی تلویزیون هم به قدری سخت شده که حتی برای تامین هزینه‌های معمول هم ماه‌هاست دریافتی‌ای نداشته‌ایم. ساخت برنامه نوروزی برایمان مقدور نبود و نخواستیم بدهی بیشتری بالا بیاوریم.

آیا باید نقطه پایانی برای رادیو هفت متصور شد؟

بله، صد درصد. همان‌طور که برای هر برنامه دیگری این اتفاق می‌افتد، اما برای رسیدن به این نقطه پایانی باید عوامل مختلفی دست به دست هم بدهند. اگر با خودم بود که دو سال پیش نقطه پایانی را می‌گذاشتم، اما موضوع این است که مخاطب تلویزیون رادیو هفت را به عنوان بخشی از برنامه روزانه‌اش انتخاب کرده و اگرچه ممکن است همیشه هم آن را نبیند، اما دوست دارد وجود داشته باشد. وقتی چنین ارتباطی هست به خودم به‌عنوان برنامه‌ساز اجازه نمی‌دهم به دنبال کارم بروم. زمانی هم که احساس کنم دیگر چنین رابطه‌ای میان بینندگان و برنامه وجود ندارد و مردم دیگر آن را نمی‌خواهند، تمامش خواهم کرد.

ایده‌های جدیدی دارید که رادیو هفت به تکرار نیفتد و برای بیننده خسته‌کننده و ملال‌آور نشود؟

البته، همان‌گونه که در طول این پنج سال ایده‌های جدیدی داشته‌ایم. رادیو هفت در این مدت نه‌تنها مخاطبانش را از دست نداده که حتی بر تعداد آنها افزوده شده، در عین حال که ساختارش هم تغییر چندانی نکرده است. ما در سال جدید هم ساختار را تغییر نخواهیم داد، چراکه مردم آن را پذیرفته‌اند، اما همچون همیشه در رویکردها، محتواها و متون برنامه تغییرات اساسی خواهیم داد. اصولا از هر چیزی که با حفظ چارچوب رادیویی بتواند فضای جدیدی را در برنامه ایجاد کند استقبال می‌کنیم.

آقای ضابطیان! شما در برنامه‌تان با بسیاری از هنرمندان بزرگ کشور گفت‌‌وگوی مستقیم داشته‌اید. از مصاحبت با کدام‌یک از این بزرگان بیشترین لذت را برده‌اید؟

گفت‌وگو با هوشنگ مرادی کرمانی خیلی برایم لذتبخش بود. با پرویز پرستویی و استاد علی نصیریان هم به همچنین. از این گفت‌وگوها بیشتر به عنوان یک کلاس درس می‌توانم یاد کنم. واقعا وقتی با آنها صحبت می‌کردم تحت تاثیر شخصیت و رفتار و منش‌شان قرار گرفته بودم.

پیش آمده بنشینید و گفت‌وگوهای قدیمی خودتان با هنرمندان را ببینید؟

دیدن معمولا نه، اما گاهی گفت‌وگوهای مطبوعاتی‌ام را می‌خوانم و می‌بینم بعضی‌هایشان چقدر ضعیف بوده است یا چه سوال‌های بهتری را می‌توانستم بپرسم یا چرا مصاحبه‌ام آغاز و پایان بهتری نداشته است. هیچکاک معتقد است سکانس ابتدایی هر فیلم باید مثل یک سیلی بر صورت تماشاچی وارد آید و او را روی صندلی بنشاند. در مورد مصاحبه و گفت‌وگو هم همین‌طور است. پرسش اول باید این‌قدر جذاب باشد که بیننده را پای گیرنده نگه دارد.

از شنیدن خبر درگذشت کدام یک از هنرمندانی که با آنها گفت‌وگو کرده بودید، دلتان سوخت و غصه خوردید؟

مرحوم خسرو شکیبایی و البته زنده‌یاد حمیده خیرآبادی.

شما سال‌ها پیش به کره جنوبی سفر کردید و با یونگ لی، بازیگر نقش یانگوم در سریال «جواهری در قصر» مصاحبه کردید. این سفر با هزینه شخصی خودتان بود؟

نخیر، از طرف سازمان صدا و سیما بود. البته برنامه اسپانسرهای (حامیان مالی)‌ خودش را داشت و هزینه‌ای بر سازمان تحمیل نکرد.

باتوجه به سابقه مطبوعاتی‌تان هیچ‌گاه به این فکر نیفتادید که یک برنامه با محوریت خبرنگاران و بیان مشکلات آنها بساز. یا مثلا برنامه‌ای تولید کنید و آموزش مقدماتی روزنامه‌نگاری در آن داشته باشید؟

من اساسا با برنامه‌های آموزشی این شکلی موافق نیستم. یعنی فکر نمی‌کنم کسی با دیدن این برنامه‌ها مثلا نجار بشود. یک‌بار‌ شبکه آموزش برنامه‌ای برای آموزش وزنه‌برداری در منزل گذاشته بود که نمی‌دانم به درد چه کسی می‌خورد. طرح خیلی خوبی داشتم برای یک برنامه هفتگی که قرار بود در آن با حضور روزنامه‌نگاران گزارش‌ها و مطالبی که می‌توانست به ساخت یک فیلم مستند کمک کند، بررسی شود. به عبارت دیگر می‌خواستیم برای اولین‌بار به جای آن‌که مطبوعات تحت ثاتیر سینما باشند این رابطه معکوس شود. ایده خوب و جذابی بود و مطمئن بودم پرمخاطب می‌شود، اما به خاطر یکسری مسائل مالی که شبکه مستند با آن مواجه شد، امکان تولیدش فراهم نیامد.

هنوز هم با مطبوعات همکاری دارید؟

نه، بیشتر وقتم صرف تلویزیون و کتاب‌هایم می‌شود. تنها کار مطبوعاتی‌ام در یک ‌سال گذشته گزارش مفصلی بود از پیامدهای جنگ ایران و عراق که در مجله نشنال جغرافی کار شد. در این گزارش به گوشه‌ای از رنج‌های مردم ایران به خاطر جنگ تحمیلی و برخوردهای غیرمنصفانه‌ای که در عرصه بین‌المللی با ما صورت گرفته و این‌که چقدر در موضع مظلومانه‌ای قرار داشتیم، پرداخته شده بود.

شما فرزند دارید؟

نه متاسفانه.

در رادیو هفت در مقام یک آدم بزرگ از کودکان سوالات جدی می‌پرسید و پاسخ‌های ساده می‌گیرید. چرا از زبان کودکی در گفت‌وگو با بچه‌ها استفاده نمی‌کنید؟

مشکل تلویزیون ما جدی نگرفتن کودکان است. مثلا یک مجری تا قرار می‌شود در یک برنامه کودک اجرا کند صدایش را عوض می‌کند و لباس‌های غیرقابل باور می‌پوشد. بچه‌های امروز با کودکان دیروز خیلی تفاوت دارند. آنها قدرت تحلیل پیدا کرده‌اند و اطلاعات ذهنی‌شان فراوان و متنوع است. باید به دنیای کودکانه‌شان نگاه خیلی جدی‌ای داشته باشیم و تحلیلش کنیم. من فقط سعی می‌کنم بچه‌ها را جدی بگیرم و آنچه را هستند بپذیرم. نخواستم کودکان را در سطح موجوداتی که فهم درستی از اطراف‌شان ندارند، پایین بیاورم. با بچه‌ها مثل دوستم رفتار می‌کنم و سعی می‌کنم به زبان مشترکی با آنها برسم.

تفاوت مصاحبه با کودکان نسبت به بزرگ‌ترها در این است که در گفت‌‌وگو با آدم‌های معروف سکان مصاحبه را خودم در دست می‌گیرم و هدایتش می‌کنم و اجازه نمی‌دهم به بیراهه برود، اما در صحبت با کودکان عکس این عمل رفتار می‌کنم و خودم را رها می‌کرده و می‌سپارم به آنها. بچه‌ها هم هر جا دوست داشته باشند مرا می‌برند. فقط وقتی احساس می‌کنم گفت‌وگو دارد از ریتم می‌افتد یک سوال جدید می‌پرسم. در غیر این ‌صورت اغلب سوال‌هایم در ادامه و راستای صحبت‌های آنهاست.

جایزه‌های عجیبی هم به بچه‌ها می‌دهید، مثلا پریز برق و از این دست وسایل. این از تجربه‌های کودکی‌تان می‌آید تا خلاقیت‌تان؟

همه ما در زمان کودکی کادوهایی گرفته‌ایم که دوست نداشته‌ایم. برای خود شما هم شاید این اتفاق افتاده باشد. ما می‌خواهیم بچه‌ها را در این موقعیت قرار دهیم و واکنش‌هایشان را ببینیم. عکس‌العمل‌هایشان هم متفاوت است. بعضی‌ها خیلی صریح هستند و اعتراض می‌کنند که این چیست که به ما داده‌اید؟! برخی هم آبروداری می‌کنند و چیزی نمی‌گویند. یکسری هم به صرف گرفتن هدیه خیلی خوشحال می‌شوند. البته ما بعدا به بچه‌ها می‌گوییم که این فقط یک شوخی بوده و جایزه اصلی‌شان در پشت صحنه محفوظ است.

برنامه‌ای برای گذران تعطیلات نوروزی دارید؟

فکر می‌کنم در تهران باشم. کار نوشتنی دارم. البته شاید یک سفر کوتاه داخلی هم بروم. اما تهران در ایام نوروز دیدنی‌تر است و زندگی در آن لذت‌بخش‌تر.

شما مسافرت زیاد می‌روید، درست است؟

بله.

بچه پولدارید؟

(می‌خندد) این سوالی است که همه از من می‌پرسند. نمی‌گویم سفر پول نمی‌خواهد، طبیعتا می‌خواهد اما مهم این است که مهارت سفر کردن را داشته باشید؛ حالا نمی‌گویم هنرش را. اگر این مهارت را داشته باشید سفر گاهی خیلی ارزان تمام می‌شود. علاوه بر این من هزینه سفرهایم را با چاپ کتاب و مقاله جبران می‌کنم. ضمن آن‌که خیلی تجملاتی نیستم و ترجیح می‌دهم پولی را که از کار کردن در می‌آورم به جای خرید اتومبیل مدل بالا و خانه گرانقیمت، صرف سفر و تجربه کردن کنم.

شهر اول منتخب‌تان برای مسافرت در ایران؟

شیراز.

پیشنهاد نوروزی‌تان برای سفر؟

این اواخر برای اولین‌بار به جزیره هرمز رفتم و به‌طور قطع می‌توانم بگویم زیباترین نقطه ایران است. پیشنهاد می‌کنم اگر کسی می‌تواند دیدن این جزیره را از دست ندهد.

و یک تعریف کوتاه و موجز از منصور ضابطیان در حد یکی دو جمله.

یک انسان خیلی خیلی معمولی که کارش را خیلی جدی می‌گیرد، اما خودش را نه.

 

یاعلی

نویسنده : دختر رادیو هفتی
تاریخ : سه شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۲

*بسم الله الرحمن الرحیم*

زهرا اگر نبود خدا مظهری نداشت 

                                                توحید انعکاس نمایانتری نداشت

جز در مقام عالی زهرا فنا شدن

                                               ملک وجود فلسفه دیگری نداشت

 

سلام

خوبید؟

فرارسيدن ايام شهادت بانوي دوعالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها رو تسليت میگم.

 

تی وی پلاس(تلویزیون اینترنتی) شب گذشته گفتگوی تصویری با امیرعلی نبویان داشته و همین الان فیلم این گفتگو رو برای دانلود گذاشته

ما هم از فرصت استفاده کردیم و داغِ داغ این گفتگو رو تو وبلاگ گذاشتیمالبته قسمت اول این گفتگو رو* به محض اینکه قسمت های بعدی آماده شد ما نیز این پست رو آپدیت میکنیم و قسمت های بعدی رو میذاریم

پیشنهاد میکنم حتما این گفتگو رو ببینید، گفتگوی با نمکی هست

 در بخش دوم این پست، گفتگوی خبرگزاری مهر با محمد صوفی گذاشته شده که درباره برنامه شب عید رادیو7 صحبت شده.

همچنین در ادامه مطلب گفتگویی دیگر از این خبرگزاری با منصور ضابطیان آورده شده.

 

امیرعلی نبویان: نباید خیلی پولدار شم!/فالوئرهای اینستاگرامم فاصله ای با کریس رونالدو ندارد/گفتگوی بامزه و پر حاشیه با پدیده تازه تلویزیون ایران

 امیرعلی نبویان که این روزها تبدیل به یکی از چهره های محبوب تلویزیون ایران شده است، روبروی دوربین های تی وی پلاس نشست تا یک گفتگوی جذاب و متفاوت با او رقم بخورد.

دانلود گفتگوی تصویری تی وی پلاس با امیرعلی نبویان(قسمت اول)

 

در قسمت دوم گفتگوی اختصاصی تی وی پلاس با امیرعلی نبویان مجری محبوب این روزها، با او درباره مسائل مختلفی حرف زده شد؛ از اینکه بامزه بودن تا مقطع مشخصی یک نفر را جلو می برد تا پدیده مرتضی پاشایی، اتفاقاتی که آن روزها برای هانیه توسلی رقم خورد و اینکه چه غذاهایی انتخاب اول مجری برنامه پرطرفدار «مزه» شبکه نسیم است.

 دانلود گفتگوی تصویری تی وی پلاس با امیرعلی نبویان(قسمت دوم)

 دانلود گفتگوی تصویری تی وی پلاس با امیرعلی نبویان(قسمت سوم)

 

رادیو هفتی‌ها شب عید خداحافظی می‌کنند/ بازگشت در ۳۱ فروردین

  تهیه کننده و کارگردان «رادیو هفت» از ویژه برنامه های شب عید این برنامه خبر داد و بیان کرد که این برنامه بیشتر مهمانی خود بچه های «رایو هفت» است که دور هم جمع خواهند شد و با مخاطبان خداحافظی می کنند.

محمد صوفی در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به ویژه برنامه «رادیو هفت» که شامگاه پنجشنبه ۲۸ اسفند از شبکه آموزش روی آنتن می رود، بیان کرد: این برنامه نوعی دورهمی بچه های «رادیو هفت» است که همه آنها در آن جمع خواهند شد.

وی ادامه داد: در این برنامه بیشتر اتفاقات در استودیو شماره ۱که استودیو زنده است، رخ می دهد و فضا بیشتر بر پایه موسیقی است و غیر از آن بیشتر کلیپ و موسیقی های شاد پخش می شود که مردم  بیشتر درخواست کرده اند. این برنامه نوعی مهمانی است که بخش عمده ای از بچه های «رادیو هفت»، مجری ها و کسانی که در این یک سال قصه‌خوانی داشته اند با ما همراه خواهند بود و خداحافظی پایان سال با مخاطبان است.

تهیه‌کننده و کارگردان «رادیو هفت» با اشاره به اینکه این آخرین برنامه ای است که ساعت ۲۲ شب اجرا می شود، بیان کرد: در سال آینده برنامه دوباره به زمان اصلی خود در ساعت ۲۳ بازمی گردد و در آن کلیپ هایی مثل همیشه در حال ضبط و تولید است و همچنین نماهنگ هایی که در این یک سال پخش کرده ایم و مردم دوست داشته اند و حال و هوای متناسب با شب عید دارند بازپخش می شوند.

صوفی با اشاره به سه روز آخر سال نیز بیان کرد: در روزهای ۲۵، ۲۶ و ۲۷ اسفند سه مصاحبه ای که مردم خیلی آنها را دوست داشته اند در باکس های یک ساعته آماده می شود و روی آنتن می رود که به احتمال زیاد یکی از آنها گفتگو با مرتضی احمدی است. بنابراین در این سه روز برنامه زنده نخواهیم داشت و ۲۸ اسفند ویژه برنامه خود را خواهیم داشت.

این برنامه ساز تلویزیونی از پخش گلچین برنامه نوروزی سال قبل «رادیو هفت» در نوروز امسال خبر داد و گفت: امسال گلچین برنامه های عید سال گذشته ما بعد از تمام شدن ایام فاطمیه از ۶ تا ۱۳ فرورردین از ساعت ۱۱ شب به پخش می رسد و ما در نوروز سال ۹۴ برنامه تولیدی نخواهیم داشت بعد از ۳۱ فروردین هم برنامه تولیدی ما شروع خواهد شد.

وی درباره تغییراتی که ممکن است در برنامه سال ۹۴ وجود داشته باشد، توضیح داد: ما فعلا درگیر ضبط و تصویربرداری برنامه های پایانی سال ۹۳ هستیم و فکر می کنیم باید نوعی فاصله از این برنامه ها داشته باشیم و بعد درباره این مسایل فکر کنیم چون در سال های قبل ما بعد از گذشت چند ماه از عید به تلویزیون بازمی گشتیم و امسال زودتر بازمی گردیم.

تهیه کننده «رادیو هفت» در پایان بیان کرد: با این حال طبیعتا تغییراتی در محتوای «رادیو هفت» رخ خواهد و ما قصه خوان های جدید و بخش های جدیدی را به این برنامه اضافه خواهیم کرد و تغییرات در فرم هم ممکن است بیشتر در حوزه دکور برنامه باشد.

 

در پناه مولا باشید

یاعلی(ع)

                                                                                                 ادامه مطلب رو فراموش نکنید

 عکس
نویسنده : دختر رادیو هفتی
تاریخ : چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۲۹

 *بسم الله الرحمن الرحیم*

سلاااام

خوبید؟

جه خبرا؟

 

قبل از هر چیز از شیوای عزیزدلم تشکر کنم برای زحمتی که تو این مدت برای آرشیو صوتی وبلاگ کشیدن. شیوا جون واقعا ازت ممنون برای ضبط هرشب برنامه و تبدیل به فایل صوتی و آپلود و گذاشتن در وبلاگ😍😍

 

موضوع برنامه آخرین شب بهمن ماه 93 "عکس" هست.

 مهربان میکنی نگاهت را و لبخند می زنی شیرین
چقدر این لحظه چهره ات زیباست و دلنشین
حیف اما ... تنها رو به لنز دوربین
ثبت می شد ای کاش آن نگاه در خاطر دلم
آنطور که ثبت شد در حافظۀ آن دوربین

 

سی و سومین جشنواره فیلم فجر هم پایان یافت و ضمن تشکر از تمام دست اندرکاران این جشنواره، نظر شما رو به صحبت های رادیو هفتی ها درباره جشنواره امسال جلب میکنم.

 

سی و سومین جشنوارۀ فیلم فجر از چند نگاهِ رادیو هفتی

 

img7

« عبارت نو »
فیلم دل انگیز « من دیه گو مارادونا هستم» که تمام می شود، سرخوش و پرانرژی از سالن بیرون می آیم. فیلم سرشار از لحظات مفرح و آشناست. یک رفت و آمد باورپذیر میان واقعیت و فانتزی که لحظه ای آدم را خسته نمی کند. آدم را به وجد می آورد و سرشار می کند.
درمسیر خروج خانمی جوان مرا می بیند و به سلام و علیک جلو می آید. می پرسد: “فیلم رو دوست داشتین؟”
می گویم:”بله!”
میگوید:”خیلی رادیوهفتی بود!”
خانم جوان در میان جمعیت گم می شود و من نمی توانم درآن شلوغی از او بپرسم که منظورش از یک فیلم «رادیو هفتی» چیست؟
مطمئنا فیلمساز هیچ گاه به چنین مشابهتی فکرنکرده اما مگر حاصل کار چه بوده که آن خانم جوان را به احساسی نزدیک به «رادیوهفت» رسانده؟ آن هم با تماشای فیلم شلوغ و پررفت و آمدی مثل « من دیه گو مارادونا هستم» .
روزهای بعد هم دیگر آن خانم جوان را نمی بینم و نمی فهمم که منظورش چیست اما هرچه هست این تعبیر برایم خوشایند است.اولا از این زاویه که فیلمی را دوست داشته ام که دیگران آن را شبیه «رادیوهفت» می دانند و از آن مهم تر شنیدن اصطلاح « رادیوهفتی » که وارد فرهنگ واژگانی معاصر شده است.
« منصور ضابطیان »

 

M.soofi

۱-خدا رفتگان شما را بیامرزد، پدر بزرگی داشتم که همه خاطرات زندگیش را با زمان «جنگ دوم جهانی»،  «افتتاح راه آهن ایران» و «پایان حکومت رضاشاه»  می سنجید. مثلا میگفت:
-” من مادربزرگتان را ۲ سال بعد از قحطی و جنگ عقد کردم”
ویا اینکه:
-” بابام که به رحمت خدا رفت رضا شاه پنج سالی میشد که رفته بود”
همیشه این زمان بندی مرحوم پدر بزرگ برای من بسیار عجیب بود و همیشه ای سوال برایم پیش میامد که چرا او راه بهتری برای تعریف خاطراتش پیدا نمیکند… اما بالاخره او اینطور آدمی بود!
۲-سالها پیش مستندی می ساختم که در زمان ساخت آن با آقایی آشنا شدم که بارها و بارها به خاطر کلاه برداری و کشیدن چک های بی محل بازداشت و به زندان رفته بود ، او ویژگی عجیبی داشت… تمام آدرسهایس که از او میپرسیدی بر اساس کلانتری های آن محل به تو آدرس میداد،مثلا اگر از او آدرسی در خیابان یوسف آباد را میپرسیدی،آدرس را از میدان کلانتری یوسف آباد میداد و یا اگر از او آدرس پارک جمشیدیه را میپرسیدی در جوابت میگفت: همان که ابتدای خیابانش کلانتری نیاوران است؟!!
به هر حال تجربه تهران شناسی او هم اینگونه بود و او اینطور آدمی بود!
۳-امسال سالن برج میلاد(کاخ جشنواره) برای من بیشتر محل تجمع اهالی «رادیو هفت»  بود تا محل برگزاری جشنواره فیلم فجر، تقریبا با هر کسی که روبرو می شدی ،میتوانستی درباره یک موضوع مشترک با آنها هم کلام شوی… «رادیو هفت»
اما آنچه در میان این هم کلامی ها برایم جالب بود نکته ای بود که من را بسیار به یاد پدربزرگ مرحومم و آن آقای محترم کلاه بردار می انداخت!!
اندازه دوستی و خاطراتمان با بسیاری از مهمانان برج بر اساس «رادیو هفت»  تعریف میشد.
برای مثال میتوانید به کفتگوهای پراکنده زیر دقت کنید:
-” یادش به خیر ۳ سال پیش در ویژه برنامه مبعث پیش ما بودید ”
-” آقا من کی بیام «رادیو هفت»  از برنامه عید پارسال تا حالا ندیدم شما رو”
-” من که با شما تماس گرفتم،درست ۲ ماه بعد از ویژه برنامه سالگرد تولد امسال ”
–آقا جان شما رفتی ۴ ساله دی وی دی کارهایی که اجرا کردیم رو بفرستی برامون ها
و….
«رادیو هفت»  آنچنان در زندگی ما و دوستانمان نفوذ کرده که تمام خاطرات و قرارهایمان را تحت تاثیر خودش قرار داده و گاهی یادمان میرود که زندگی خارج از «رادیو هفت»  هم جریان دارد.
حالا دیگر حال پدر بزرگ را میفهمم… بالاخره من هم اینطور آدمی شدم.
« محمد صوفی »

 

amirali

یادم هست وقتی چهار سال پیش برای اولین بار قصه های امیرعلی پخش شد ، از فردا صبحش برخی دور و بریهای« ناخواسته بانمکم»، یک روز در میان حال هدیه تهرانی و میترا حجار را از من میپرسیدند! به زعم آنها محیط هنر ،یک اتاق سه در چهار بود که تمام آدم معروفها آنجا دور هم جمعند ،با هم سلام و علیک میکنند وآنقدر همانجا مینشینند تا صدایشان کنند و جلوی دوربین بروند. راستش من هم چون توان و اعصاب تغییر این ذهنیت را نداشته و ندارم، در جواب عرض میکردم “خوبن…سلام دارن” …
دو سال است که پایم به کاخ جشنواره باز شده است.امسال اهالی رسانه و سینما مرا خیلی بیشتر از پارسال میشناسند و احترامم میکنند.نظرم را میپرسند، با هم عکس میگیریم، گاه تظاهر میکنیم و وعده های سر خرمن کاری به هم میدهیم . فیلم میبینیم و شفتالو به یک غاز میخوانیم  (که البته لذت بخش ترین لحظاتش است). امسال کاخ جشنواره برای من یک استودیوی رادیو هفت بزرگ است که میهمانان هفتگیش یکجا جمعند، با این فرق عمده که خیلی تمایل به حضور ندارم و از این رو خیلی فیلمها را در سالنهای دیگر شهر تماشا کردم . زیرا من هنوز از این «بودن ها» میترسم.گرچه حضور چند سکانسی در «خانه دختر » مجاب و مجبورم میکرد گاهی باشم.
و یک مشت اعتراف صادقانه… من هنوز نه معتقدم و نه باور دارم  مجری، بازیگر یا نویسنده خوب و مشهوری هستم( بازیگری که اصلا برایم تفنن است تا شاید وقتی دیگر…آن هم صرفا به انگیزه شمایل شدن نه هنرمند شدن) اما راستش بدم می آید جایی باشم که آن «جلو» ها یا آن «بالا» ها نیست! بله… من آدم جاه طلبی هستم که با صبر و تلاش میخواهد «فقط» آن «جلو» ها باشد  ولی امروز خود را برای ایستادن جلوی لنز دوربینها کوچک میداند. به همین دلیل از نشستن پشت تریبون جلسه پرسش و پاسخ «خانه دختر » امتناع کردم و بعد از آن هم نماندم تا مبادا یک وقت به برنامه هفت دعوت شوم. این مطلقا از بی اعتماد به نفسی نیست. راستش دوست ندارم برای انجام کارهای کوچک جشنهای بزرگ بگیرم.اما جاه طلبیم به من میگوید که روزی خدا با دست خودش آن پرده بزرگ را کنار خواهد زد و نور پروژکتورها و فلاشها رو به صورتم خواهد تاباند در حالیکه قلمی به دست دارم… اما ایمان دارم که در آن لحظه نیز، باز دلم همان دور و بریهای ناخواسته بانمکم را میخواهد ،نه ژست و عکس و مصاحبه را .
مخلص همگی
« امیرعلی نبویان…پسر رادیو هفت »

 

karamii

دقیقه نود بهم خبر دادند که اجرای افتتاحیه جشنواره  امسال با شما !!!
افتتاحیه جشنواره … اونم جشنواره ای که دو تا فیلم من مجوز ورود بهش رو نگرفت !!!  وقتی واسه آماده کردن خودم ندارم … زنگ می زنم به منصور ضابطیان … مشورت با منصور ضابطیان چیز تازه ای نیست همیشه قبلِ  هر کدوم از اجراهایی که دارم باهاش مشورت می کنم .
گپ می زنیم و سر اجرایی شسته رفته  و کلاسیک به توافق می رسیم .
شسته رفته و کلاسیک … چرا که نه ؟ مگه نه اینکه اجرا رو با منصور ضابطیان و محمد صوفی شروع کرده بودم ؟ پس این اجرا هم می تونست مثل یکی از اجراهای «رادیو هفت» باشه … کلاسیک ، شسته رفته . شیک . با طنزی پنهان و محترمانه … شایدم می تونستم مراسم افتتاحیه رو استادیوی شماره یک بزرگی تصور کنم که مهمان های این برنامه اش بیشتر و نفَس مخاطبینش نزدیک تره .
هرچند کمی وقت و عدم داشتن آمادگی کافی این مجال رو نداد تا اجرایی پسند دل خودم داشته باشم.اما جشنوارۀ  آروم و کم حاشیه امسال رو دوست داشتم.  یکی از حسن های جشنواره اینه که فرصت دوباره جمع شدن و دیدار دوستان رو بهمون میده . و من این حس و حال رو دوست دارم.
« احسان کرمی »

 

471873_220

امسال با دو فیلم در جشنواره سی و سوم حضور داشتم . فیلم «فرار از قلعه رودخان » به کارگردانی غلامرضا رمضانی و فیلم «نزدیک تر» به کارگردانی  مصطفی احمدی.
فیلم «فرار از قلعه رودخان » در جشنواره بین‌المللی فیلم های کودکان برنده  پروانه زرین بهترین کارگردانی شد  . برای من بازی در این فیلم سخت و بسیار دلپذیر بود . اما متاسفانه کم لطفی به این فیلم و اکران آن در بدترین سانس ممکن در زمانی که دیگر حتی کاندیدا ها نیز اعلام شده بودند مرا گله مند کرد . با اینهمه فیلم «فرار از قلعه رودخان » بعنوان چهارمین فیلم از نگاه مردمی انتخاب شد . من  ریشه این کم لطفی را در جایگاه نا مناسب سینمای کودک و نوجوان می دانم . و کم توجهی منتقدین به فرار از قلعه رودخان این فکر را در ذهن تداعی می کرد که گویا بچه ها در جامعه سینمایی  ما هنوز جایگاهی ندارند .
در فیلم «نزدیک تر» در بخش نگاه نو  نقشی جدید و بسیار متفاوت از خودم را تجربه کردم . نقشی تلخ  و جدی که نزدیک به دو سه دهه از من مسن تر بود .
ترکیب هیئت داوران در این جشنواره برای من خیلی دلپذیر بود و همه شان را دوست داشتم  حتی سیمرغ بگیر ها هم امسال ترکیب جالبی داشتند و نتیجه این داوری  من یکی را که خیلی خوشحال کرد. انتخاب بازیگر خوبی مثل سعید آقاخانی نشان می دهد که داوری بازی خوب را ملاک قرار داده و فراتر از اسم ها عمل کرده و حق به حقدار رسیده است که این هم باعث پیشرفت بیشتر بازیگر زحمتکشی مثل آقاخانی می شود و هم برای دیگران انگیزه و امید را حسابی زنده می کند. اما حضور سینما گران قدیمی امسال کم رنگ بود . با اینکه سینما گران جوان و باسواد حضور بسیار خوبی  مخصوصا در بخش نگاه نو داشتند اما بهتراست  که جشنواره  ترکیبی از فیلم سازان جوان و پیش کسوت باشد .
و اما امیرعلی نبویان  ، بچه رادیو هفت که با سرعتی زیاد در حال پیشرفت است . امیر علی بسیار مستعد است و فاکتور های مناسب برای پیشرفت را هم دارد و همینطور سواد خوب . « خانه دختر» را هنوز ندیده ام اما مطمئنم شاهد بازی خوبی از امیرعلی خواهم بود .
« محمد بحرانی »

 

amir.farshad

« شیفت شب »
چندی پیش یک شنبه شبها مهدی پاکدل قصه ای در «رادیو هفت» روایت می کرد که احسان عمادی آن را نوشته بود به نام شیفت شب. قصد ندارم در مورد این آیتم صحبت کنم ولی در جشنواره سی وسوم فیلم فجر فیلمی ازخانم نیکی کریمی دیدم با همین نام که قبل از تماشای آن مدام مرا به یاد این آیتم می انداخت.
فیلمی خوش ساخت وقصه گو که جدا از ضعف هایی که در فیلمنامه داشت فیلم خوب و شریفی بود. اضافه کنم که بازی خوب و روان خانم لیلا زارع در نقش ناهید هم از نقاط قوت این فیلم بود.
فیلم روایتی بود از یک مرد ورشکسته و بی امید به زندگی به نام فرهاد با بازی محمدرضا فروتن که همه چیز را از دست داده ، و ناهید طی قصه راز مرد را کشف می کند و درنقش منجی سعی در رفع این مشکلات دارد و موفق نیز می گردد.
در طول نمایش فیلم به یاد مهدی پاکدل بودم که در سکانسهای پایانی حضور یکی از اعضای خانواده محترم پاکدل (حسین پاکدل) در نقشی کوتاه خیالم را راحت کرد.
شاید این که در تمام مدت تماشای فیلم  به یاد آیتم شیفت شب بودم به واسطه تشابه اسمی فیلم و این آیتم بوده ولی حرف فیلم از این نظر که برای کشف مشکلات یکدیگر می بایست در کنار هم بود و با یکدیگر حرف زد می تواند تا حدودی با اهداف «رادیو هفت» همسو باشد.
« امیر آزاد »

 

در طول تاریخ برهم زدن نظم زندگی حتی برای چندین روز از تفریحات مورد علاقه ی مردم بوده. کارناوال هایی که در روزگار کهن برای مدت زمانی کوتاه جایگاه ها و طبقات اجتماعی را بر هم می زدند موید این ادعا هستند. برای من روزهای برگزاری جشنواره ی فیلم فجر فرصتی است برای بیرون ایستادن از دایره ی نظام مندی که زندگی روزمره خطابش می کنیم. ایستادن در صف های طولانی، بحث و جدل در مورد فیلم ها، صرف شام در سالن انتظار سینما و از همه مهمتر همنشینی و هم نفسی با دوستان برای چند روز هم شده من را بیرون از زمان نگه داشته و کمک می کند حقیقت را در میان پلان ها ، صحنه ها و سکانس های فیلمهای مختلف جستجو کنم. اما فصل مشترک جشنواره ی فیلم فجر با « رادیو هفت » چیست که نطفه ی نگارش این یادداشت شده؟
جواب: یک میدان که در روشنی روز من را یاد دفتر کار می اندازد و در تاریکی شب، سکوت و تاریکی سینما را فرا یاد می آورد. ساده تر بگویم همسایگی « رادیو هفت » و یکی از سینماهای بزرگ شهر بهانه ی این قلمفرسایی شد.
« فرشاد حسنی »

 

یاعلی(ع)

 

نویسنده : دختر رادیو هفتی
تاریخ : شنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۸

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

خوبید؟

زمستون بهاریتون به خیر و خوشی ایشالا*

اول از همه بگم که رادیو هفتی ها باز راه ارتباطیشون رو برای مخاطبان خارجی افزایش دادن.علاوه بر ایمیل و سایت و وایبر، این بار نرم افزار بیسفون رو نیز برای ارتباط با خارجی ها در نظر گرفتند و ما مخاطبان ایرانی همچنان با همون سامانه 30000704 باید پیاممون رو منتقل کنیم

 

در پست قبل عکسهایی از نشست خبرگزاری فارس با رادیو7 رو گذاشتیم. در این پست متن کامل این گفتگو گذاشته شده که در ادامه مطلب مشاهده می نمایید.

اما اینک توجهتون رو جلب میکنم به چند عکس از پشت صحنه رادیو7 که توسط عکاس باشگاه خبرنگاران جوان گرفته شده

ادامه مطلب، مشروح نشست با خبرگزاری فارس

 

در پناه مولا باشید

یاعلی

نشست فارس با عوامل برنامه تلویزیونی «رادیو هفت»
«رادیو هفت» یک سس خوشمزه است/رنگ و بوی سیاسی نداریم/حال خوب از ریتم برنامه می‌آید

منصور ضابطیان گفت:دوست داشتیم وقتی مردم در خیابان هر یک از ما برنامه سازان را می‌بینند، با لبخند همراهی مان کنند، اگر از همان اول می‌خواستیم دنبال پول و مادیات باشیم اصلا نباید به سمت تلویزیون می‌آمدیم!

- See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13931105000562#sthash.fgkrocwe.dpuf
 
- See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13931105000562#sthash.fgkrocwe.dpuf
 
- See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13931105000562#sthash.fgkrocwe.dpuf
نویسنده : دختر رادیو هفتی
تاریخ : چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۰۸

 بسم الله الرحمن الرحیم

 

جهان، وام دار رسالت توست

جهان وام دار رسالت توست، تو رساترین پیام یگانه پرستی را آواز دادی و خورشید توحید را از پس ابرهای شرک بیرون آوردی. وقتی کلامت در جهان جاری شد، زمین از عطر ناب یکتاپرستی معطر شد، «هُبَل» و «عزّی» را تو درهم شکستی و تنها تویی که بر صدر معراج نشستی. تو خاتم انبیا، آخرین پیام آور خدا بر زمینی.

ای آیینه دار دوازده امام عشق و پاکی! جهان وام دار رسالت توست

 

سلام

خوبید؟

در این پست دانلود گفتگوی رادیو7 با هنرمند برجسته کشور آقای "پرویز پرستویی" رو گذاشتیم

روز گذشته رادیو هفتی ها با خبرگزاری فارس نشست صمیمی ای داشتن که عکسهای این نشست و دانلود گفتگو با آقای پرستویی و همچنین متن خلاصه ای از این گفتگو  در ادامه مطلب آورده شده*

ایشالا دوست داشته باشید

یاعلی(ع)

 
نویسنده : دختر رادیو هفتی
تاریخ : دوشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۲۹

ســــــــــــــــــــــلام

خوبید؟

چه خبرا؟

اگه از ما انتظار خبر دارید باید بگم که درست اومدید و انتظارتون کاملا درسته  به این دلیل ما نیمه شب این پست رو گذاشتیم تا خبرها و مطالبی که داریم رو با شما به اشتراک بگذاریم

مطلبی که برای این پست درنظر گرفتیم در ابتدا اختصاص داره تفالی که جناب کاکاوند شنبه شب به دیوان حافظ زدن هم متن فال و هم ویدئوی این بخش رو در ذیل مشاهده می کنید.

(دیوانی که آقای کاکاوند در اختیار داشتن ترتیب ابیات یه مقدار فرق داره)

دانلود بخش حافظ خوانی توسط استاد کاکاوند

 

گفتگوی این شب های رادیو7 هم با خانم شمسی فضل الهی هستش

 

مطلب بعدیمون مربوط میشه به نمایش کمدی ناگهان پیت حلبی نوشته امیرعلی نبویان

به اطلاع شما عزیزان می رسانیم، با توجه به تماس ها و استقبال چشمگیر از " نمایش کمدی ناگهان پیت حلبی" این نمایش در روز سه شنبه (سی ام دی ماه) ساعت ۵ به سانس فوق العاده رسید.

 

دوستانی که این نمایش رو دیدن خیلی تعریف می کنند و راضی هستن. به تهرونی ها توصیه می کنم از دست ندن و حتی المقدور برای تماشای این نمایش کدی برن

دوست عزیزمون سمیرا هم چندروز پیش برای تماشای این اثر رفته بودن و این عکس رو از آقای نبویان گرفتن و برای وبلاگ فرستادن. خیلی مرسی سمیرای عزیز

 

همچنین سایت تیوال یه گفتگوی صوتی با امیرعلی نبویان(نویسنده) و کوروش سلیمانی(کارگردان) ناگهان پیت حلبی ترتیب داده که لینک دانلود این گفتگو رو در زیر قرار دادم

 چند عکس دیگه از پشت صحنه این نمایش به همراه عواملش

 

 

امیدوارم این پست رو دوست داشته باشید

در پناه مولا باشید

یاعلی(ع)

 
 
ر ا د ي و 7
رادیو۷ نام برنامه ای است که هرشب به جز جمعه ها از شبکه آموزش پخش می شود.راديو هفت تقریبا در طول برنامه از 10 تا 15 موضوع کوتاه چند دقيقه‌اي تشکيل مي‌شود که به مخاطب آرامشي شبانه را می دهد.

حضور ۶مجری برای هرشب با موضوعی متفاوت و همچنین قطعه ها وشعرها از زبان هنرمندان و چهره ها ی محبوب باعث جذابیت بیشتر برنامه شده است.

زمان پخش: از شنبه تا چهارشنبه ساعت۱۱تا ۱۲شب
پنجشنبه شبها 11 تا 1 بامداد
از اول آذرماه سال93 به درخواست تعداد زیادی از بینندگان، رادیو7 در ساعت 10 شب پخش می گردد.
این برنامه به تهیه کنندگی: منصور ضابطیان- محمد صوفی می باشد

کارگردانان: منصور ضابطیان- محمد صوفی

طراح: منصور ضابطیان

نویسندگان: نیلوفر تهران فر(لاری پور) - شرمین نادری - امیرعلی نبویان - پوریا آذربایجانی - ساناز اقتصادنیا-احسان عمادی - زهرا الوندی - زهرا درمان، فریناز مختاری،رضا فیاضی و سارا كنعاني

شماره تماس:22652636- 22652719
پیامک : 30000704
پیامک بخش حضور کودکان در برنامه:30000703
ایمیل: info@radiohaft.com- radio7@irib.ir
صندوق پستي: 3355-14155